یسنا جون و هفته ای که گذشت
سلام جیگمل مامان خیلی وقته که نیومدم و واست ننوشتم .باید ببخشی نفسمممم آخه نمیدونم چرا و چی شده که این روزا تنبل شدم و حس نوشتن ندارم امروز تا جایی بتونم واست اتفاقات این چند وقت را مینویسم قربونت برم هفته گذشته نه حال تو خوب بود و نه حال من.اما خداروشکر هردوتامون خوب شدیم در ضمن از شنبه هفته قبل هر روز عصر خونه همسایه باباجونی دعا بود و من و تو هم با مامان جونی و باباجونی میرفتیم و امروز روز آخر هستش و تو از فردا کلی غصه میخوری که دیگه نمیریم آخه کلی دوست تو این دو هفته پیدا کردی و هر روز اونجا باهاشون بازی میکنی و کلی بهت خوش میگذره. بقیه در ادامه مطلب...... جمعه گذشته هم طبق معمول اکثر جمعه ها و تعطیلی ها رفتیم جو...






